أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

پيشگفتار 51

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

در اين نمونه « واو » پيش از واژهء « قرآن » ، ظاهرا معناى « در حالى كه » مىدهد . كاربرد « نمودن » به جاى « كردن » يكى از موارد كاربرد « نمودن » و ساختهاى آن ، به جاى « كردن » و ساختهاى مشتق از آن است . برخى اديبان ، كاربرد « نمودن » را به جاى « كردن » نادرست پنداشته‌اند و گمان كرده‌اند اين كاربرد در گذشته معمول نبوده و بر ساختهء امروزيان است . اين پنداشت درست نيست و در سرايشها و نگارشهاى دير سال پارسى ما به كاربرد ياد شده باز مىخوريم . نمونه را ، بدين گواهها در نگريد : هر طايفه بر حقيقت مذهب خويش و بطلان ديگر مذاهب به حجّتى تمسّك مىنمودند ( اسرار التّوحيد ) . از آموختن آن افسون شاديها نمودند ( كليله و دمنه ) . . . . و نه از گردش روزگار شكايت نمايد و . . . ( اخلاق ناصري ) . به جاى شكر شكايت نمودى از همه خلق * نماند كس كه نيازردى و خود آزردى ( سوزنى ) بس لابه كه بنمودم و دلدار نپذرفت * صدر بار فغان كردم و يك بار نپذرفت ( خاقانى ) 121 مصنّف دقائق التّأويل نيز - طاب ثراه - « نمودن » را به معناى « كردن » به كار برده است : . . . رعايت آن بيعت كردند و بر آن مداومت نموذند و . . . ( رويهء 100 از دستنوشت ) . بعضى ريختها و كاربردهاى واژگانى در خور نگرش : پرستار يكى از معاني اين واژه در زبان فارسى « كنيزك » - و به گفت تازى زبانان : « الامة » - مىباشد . ابو المكارم حسنى - عليه رضوان اللّه - هم در دقائق التّأويل و هم در بلابل القلاقل اين واژه را در همين معنا به كار برده است . غزّالى در كيمياى سعادت آورده است : . . . تا فرياد و جزع بسيار نكند و شفيع نينگيزد و صبر كند و بگويد كه كار مردان اين باشد ، و